معنی ناکب
5 بازدید
[ کِ ] (ع ص) عدول کننده. اعراض کننده. أنکب. (معجم متن اللغة). عدول کنندهٔ از راه و کناره گیرنده. (ناظم الاطباء). || میل کننده از جای خود به سوی دیگر. (از اقرب الموارد). مایل : تا رایت نورانی شاهنشه انجم ناصب شود از مشرق و در مغرب ناکب. سوزنی.
کلمات همقافیه با «ناکب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کب» برای سرودن شعر