معنی ناکاشته
5 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) نکشته. کاشته ناشده. نکاشته. غیرمزروع. دست نخورده. مقابل کاشته : زمین معمور ناکاشته بدین مرد به اجارت دادیم. (سندبادنامه ص ۲۶۳).
کلمات همقافیه با «ناکاشته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر