معنی ناکاره
4 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) هیچکاره. (آنندراج). که کاره ای نیست. مقابل کاره. رجوع به کاره شود. || مردی که سست و بی دست و پا باشد. (آنندراج). || هر چیز که از کار افتاده باشد و دیگر به کاری نیاید. (آنندراج). نابکار. بی فایده. (از ناظم الاطباء). || (اِ مرکب) بی حاصلی. بی کاری. معطلی. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «ناکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر