معنی ناچیز شدن

معنی ناچیز شدن

7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) از اهمیت افتادن. از رواج و رونق افتادن. خوار شدن. کم شدن. کاستن : اسلام عزیز گشت و کفر ناچیز شد. (تاریخ سیستان). || باطل شدن. محو شدن. گم و نابود و فراموش شدن. مدروس شدن. بی ارزش و بی اثر گشتن : یارب چه دل است آنکه در او گم شد و ناچیز چیزی که به شش روز نهاد ایزد دادار. فرخی. برخاستن وی [ فاروق ] نائرهٔ جهالت گسست و جهالت ناچیز شد. (تاریخ سیستان). زرق تن پاک همه باطل و ناچیز شودْت که نباید به در تاش و تگین بود فراش.ناصرخسرو. مجموع آثار حمیده و اخبار جمیلهٔ ایشان محو و ناچیز شدندی. (تاریخ قم ص ۱۱). چون بدن متلاشی گشت آن شخص ابداً متلاشی گشت آن شیوه ابداً ناچیز و باطل گشت. (اخلاق الاشراف عبید زاکانی). || انعدام. از بین رفتن. تباه شدن. هلاکت. مردن. نابود شدن. نیستی. از دست رفتن. نیست و نابود و معدوم گشتن : مالش همه لاشی شد و ملکش همه ناچیز دشمن بفضول آمد و بدگوی به گفتار. فرخی. هر کس که او خویشتن را بشناخت که وی زنده است و آخر به مرگ ناچیز و معدوم شود. (تاریخ بیهقی ص ۹۵). هوا سخت گرم است و علف نایافت و ستوران ناچیز شوند. (تاریخ بیهقی ص ۵۹۲). جانت اثر است از خدای باقی ناچیز شدن مر ترا روا نیست.ناصرخسرو. هر چه ظرایف بود از زرینه و سیمینه همه ناچیز شد. (تاریخ بخارا ص ۲۳). ناچیز شد وجودم از اشکال مختلف گوئی عرض گشاده شد از بند جوهرم. انوری. دریاب که گر تو درنیابی ناچیز شوم در این خرابی.نظامی. || خراب شدن. ویران شدن : چو ناچیز خواهد شدن شارسان مماناد بر پای بیمارسان.فردوسی. || پایان یافتن. طی شدن. گذشتن. محو شدن. سپری شدن. زایل شدن : روزگاری که دل خلق همی تافته است رفت و ناچیز شد و قوت او شد بکران. فرخی. چو ماه سی شبه ناچیز شد خیال غرور چو روز پانزده ساعت کمال یافت ضیا. خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «ناچیز شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید