معنی ناچریدن
5 بازدید
[ چَ دَ ] (مص منفی) چرا نکردن. چیزی نخوردن. لب از خوردن بستن. بر اثر فقر یا نقاهت غذا نخوردن : گرفتار در دست آز و نیاز تن از ناچریدن به رنج و گداز.فردوسی.
کلمات همقافیه با «ناچریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر