معنی ناپیموده
7 بازدید
[ پَ / پِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نامحدود. نامشخص. که پیموده و تحدید نشده است : زمان از دهر به حرکات فلک پیموده است که نام آن روز و شب و ماه و سال و جز آن است و دهر زمان ناپیموده که مر او را آغاز و انجام نیست. (جامع الحکمتین ص ۱۱۸).
کلمات همقافیه با «ناپیموده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر