معنی ناپیراسته
8 بازدید
[ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آراسته نشده. (ناظم الاطباء). مقابل پیراسته : خمیر این سخن فطیر است ناخاسته و زلف این عروس مشوش است ناپیراسته. (سندبادنامه ص ۱۴۰). || صاف و هموار نشده. نتراشیده و ناصاف: سهم عبیر؛ تیر ناپیراسته. (منتهی الارب). || دباغی نشده. (ناظم الاطباء). پوست ناپیراسته، آش نشده.
کلمات همقافیه با «ناپیراسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر