معنی ناپرسیده
5 بازدید
[ پُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) سؤال نشده. نخواسته. - ناپرسیده گفتن؛ بدون مقدمه گفتن. بدون اینکه سؤال شود و بخواهند گفتن : اما سخن ناپرسیده مگوی تا در رنج نادانسته نیفتی. (منتخب قابوسنامه ص ۲۹). ناپرسیده مگوی. (خواجه عبداللََّه انصاری). سخن ناپرسیده همه را سخرهٔ تیغ یاسا گردانید. (وصاف ص ۳۴۱). او را گرفته بیاوردند، ناپرسیده بر تیغ گذرانید. (وصاف ص ۳۲۵).
کلمات همقافیه با «ناپرسیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر