معنی ناپایدار

معنی ناپایدار

6 بازدید
(نف مرکب) فانی. هلاک شونده. (آنندراج). فانی. (ناظم الاطباء). بی دوام. گذران. ناپاینده. گذرنده. که دائمی و باقی و همیشگی نیست : اگر شهریاری و گر پیشکار تو ناپایداری و او [ جهان ] پایدار.فردوسی. به گیتی نمانده ست از او یادگار مگر این سخنهای ناپایدار.فردوسی. نه پنجه سال اگر پنجه هزار است سرش بر نه که هم ناپایدار است.نظامی. روزگار و هر چه در وی هست بس ناپایدار است ای شب هجران تو پنداری برون از روزگاری. داوری مازندرانی. به ندای ارجعی از این سراچهٔ ناپایدار به دارالقرار ابرار خرامید. (وصاف ص ۱۰). || بی قرار. بی ثبات. (ناظم الاطباء). متغیر. گردان. که بر یک حال نماند: کدام است خوشتر ورا روزگار از این برشده چرخ ناپایدار.فردوسی. چو برگردد این چرخ ناپایدار ازو نام نیکو بود یادگار.فردوسی. ستاره شمر گفت کای شهریار از این گردش چرخ ناپایدار.فردوسی. زمانه چنین است ناپایدار گه این راست دشمن گه آن راست یار. اسدی. و بیقین واثق شد که متاع دنیا غرور است و مزخرفات و مموهات او خیال ناپایدار. (سندبادنامه ص ۳۲). و زمان اتصال چون کبریت احمر ناپایدار. (سندبادنامه ص ۱۰۳). || نااستوار. متردد. (ناظم الاطباء). غیرمستقیم. بی اعتبار. که ثبات و بقائی ندارد. که قابل اعتماد نیست. که اطمینان را نشاید. بی اساس. که قائم و قویم نیست. که مقاوم و پایدار نیست : ببینید کاین چرخ ناپایدار نه پرورده داند نه پروردگار.فردوسی. احسان تو ناپایدار ای سر به سر عیب و عوار.ناصرخسرو. جهان آینه است و در او هر چه بینی خیال است ناپایدار و مزور.ناصرخسرو. بر این سرسری پول [ پُل ] ناپایدار چگونه توان کرد پای استوار.نظامی. یار ناپایدار دوست مدار دوستی را نشاید این غدار. سعدی. چنین است گردیدن روزگار سبک سیر و بدعهد و ناپایدار. سعدی (بوستان). زهی زمانهٔ ناپایدار عهدشکن چه دوستی است که با دوستان نمی پائی. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «ناپایدار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید