معنی ناپاکزاده
3 بازدید
[ دَ / دِ ] (ص مرکب) خشوک. ولدالزنا. سند. سنده. سندره. بدنژاد. حرام زاده. که اصیل و نسیب نیست. که نژاده نیست. که از نسل و نطفهٔ پاک نیست : ز ناپاکزاده مدارید امید که زنگی به شستن نگردد سپید.فردوسی. همهٔ خوارج مشتی ناپاکزاده، منکران توحید و عدل خدا، دشمنان مصطفی و مرتضی. (کتاب النقض ص ۴۲۶). و چون هر دو را کافربچه و ناپاکزاده داند این معنی هم روا دارد. (کتاب النقض ص ۴۴۷). سرخ چهره کافرانی مستحل ناباکدار زین گروهی دوزخی ناپاکزاده سندره. غواص.
کلمات همقافیه با «ناپاکزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر