معنی ناپاکرو
5 بازدید
[ رَ / رُو ] (نف مرکب) بدروش. نکوهیده رفتار. بدسیرت. بدکار: کز این کمزنی بود و ناپاکرو کلاهش ببازار و میزر گرو. سعدی (بوستان چ یوسفی ص ۹۵).
کلمات همقافیه با «ناپاکرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر