معنی ناوک انداختن
5 بازدید
[ وَ اَ تَ ] (مص مرکب) پرتاب کردن ناوک. افکندن ناوک : گر ناوکی اندازد عمدا بنشاند پیکان پسین ناوک در پیشین سوفار. منوچهری.
کلمات همقافیه با «ناوک انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر