معنی ناوند
6 بازدید
[ وَ ] (اِ مرکب) نان بند. بالشچه ای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تفته دوسانند پختن نان را. لَپّو. رفیده. نابند.[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گنجگاه بخش سنجید شهرستان هروآباد و ۲۷ هزارگزی مغرب سنجید [ کیوی ] و ۳ هزارگزی جادهٔ شوسهٔ میانه به هروآباد. در منطقهٔ کوهستانی و سردسیر واقع است و ۱۴۱ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنعت دستی ایشان قالی بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). نا و نوش. [ وُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) نغمه و نی شنیدن و شراب نوشیدن و حاصل معنی عشرت و طرب است. (آنندراج) (غیاث اللغات) (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «ناوند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر