معنی ناوقت
5 بازدید
[ وَ ] (ق مرکب) ناهنگام. بی موقع. به ناوقت. به ناگاه. نه بوقت. بی گاه. بی هنگام. نه بموقع خود: رویم چو گل زرد شد از درد جهالت وین سرو به ناوقت بخمّید چو چنبر. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «ناوقت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قت» برای سرودن شعر