معنی ناورد زدن
5 بازدید
[ وَ زَ دَ ] (مص مرکب) جولان دادن. چرخیدن : به هر در کز دهن خواهم برآورد زنم پهلو به پهلو چند ناورد.نظامی. حسابی کرد با خود کاین جوانمرد که زد بر پشت من چون چرخ ناورد. نظامی.
کلمات همقافیه با «ناورد زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر