معنی ناورد بردن
6 بازدید
[ وَ بُ دَ ] (مص مرکب) حمله کردن. حمله آوردن : به هر افسون که می بردیم ناورد به یک جنباندن لب دفع میکرد.وحشی.
کلمات همقافیه با «ناورد بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر