معنی ناوانیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) (از: ناو +انیدن، پسوند مصدر متعدی) متعدی ناویدن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). خم کردن. خم دادن. (آنندراج) (برهان قاطع). خمانیدن. کج کردن. (ناظم الاطباء): تتابع؛ ناوانیدن باد سر گیاه را. (منتهی الارب). || مانده گردانیدن. (برهان قاطع) (آنندراج). مانده کردن. || کندن فرمودن. (ناظم الاطباء). رجوع به ناویدن شود.
کلمات همقافیه با «ناوانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر