معنی ناوارد
5 بازدید
[ رِ ] (ص مرکب) ناشی. تازه کار. غیرماهر. ناآشنا به کار. که در کاری وارد و ماهر و متبحر نیست. ناپخته کار. ناورزیده. نااستاد. بی تجربه. ناواقف. || نامقبول. ناموجه. نابجا. که وارد و بجا و معقول نیست: ایراد ناوارد.
کلمات همقافیه با «ناوارد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر