معنی ناهیة
7 بازدید
[ یَ ] (ع ص) نهی کننده. (اقرب الموارد). تأنیث ناهی: فلان ما له ناهیة؛ ای عقل ینهاه عن القبیح. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، نواه. || (مص) نهی. (از معجم متن اللغة). ما له ناهیة؛ ای نهی. (منتهی الارب). || (ص) هذه امرأة ناهیتک من امرأة (اقرب الموارد) (منتهی الارب)؛ این زن بس است ترا از طلب زنی دیگر. (ناظم الاطباء). || ماینهاه عنا ناهیة؛ ای مایکفه عنا کافة. (از معجم متن اللغة). رجوع به ناهی شود.
کلمات همقافیه با «ناهیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر