معنی ناهز
6 بازدید
[ هِ ] (ع ص) نزدیک شونده. (آنندراج). آنکه نزدیک می آید و نزدیک می کشد. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی از نهز است. رجوع به نهز شود. || پسربچه ای که وقت از شیر بازگرفتنش نزدیک شده باشد. چون کودک به فطام نزدیک شود گویند: نهز للفطام. پسر را ناهز و دختر را ناهزة گویند. || ناهز قوم؛ بزرگ و سرپرست قوم که قیام کند بر امور ایشان. ناهزالقوم؛ کبیرهم و القیم بامورهم و اصله الذی ینهز الدلو من البئر. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ناهز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هز» برای سرودن شعر