معنی ناهد
5 بازدید
[ هِ ] (ع ص) زن برآمده پستان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة). دختر نارپستان. (برهان قاطع) (آنندراج) (جهانگیری) (ناظم الاطباء). کنیزک پستان از جای برخاسته. (دهار). کنیزک که پستانش از جای برخاسته بود. (مهذب الاسماء). دختری که پستانش نو برآمده باشد. (غیاث اللغات). کاعب ناهدة. ج، نواهد. || غلام مراهق. (معجم متن اللغة) (آنندراج). ج، نهداء، نُهّاد، نواهد. || برخیزندهٔ به سوی دشمن . (ناظم الاطباء). ناهض. (نشوء اللغة). ج، نُهّاد. || ] (اِ) اسد. (معجم متن اللغة) (المنجد). شیر بیشه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ هِ ] (اِخ) مخفف ناهید، ستارهٔ زهره. (برهان قاطع). ستارهٔ زهره. (جهانگیری) (ناظم الاطباء). ناهده. ناهید. (جهانگیری). رجوع به ناهید شود. || (اِ) باغ آباد و مشجر. (ناظم الاطباء).[ هِ ] (اِخ) ناهید. نام مادر اسکندر. (از انجمن آرا). رجوع به ناهید شود.
کلمات همقافیه با «ناهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر