معنی ناهار کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) ناهار خوردن. طعام خوردن به نیمروز: در دکان چلوی با وی ناهار کنم.ایرج.
کلمات همقافیه با «ناهار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر