معنی نامی کاشانی

معنی نامی کاشانی

[ یِ ] (اِخ) (سید...) مهدی طباطبائی قصاب کاشانی. وی از شاعران قرن سیزدهم است و به روایت گنج شایگان: «چون سخت رند و قلاش است و میخواهد به اسم صله و جایزه کدیه و استکلاش [ ؟ ] ننماید به شغل حسابی خویش که قصابی است تلاش در امرار معاش می نماید». او راست: بیا بیا که بود اول کرشمه و ناز بکن بکن که به نازت مراست روی نیاز شبی ز زلف تو گفتم به دل حدیثی گفت به عمر کوته خود بسته ای امید دراز به سینه سوز تو بنهفتم و ندانستم که کشف راز کند آب دیدهٔ غماز.

کلمات هم‌قافیه با «نامی کاشانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید