معنی نامکشوف
4 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) کشف ناشده. نهفته. مستتر. در پرده. پنهان. ناآشکار.
کلمات همقافیه با «نامکشوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر