معنی نامهٔ باستان
[ مَ / مِ یِ ] (اِخ) باستان نامه. رجوع به باستان نامه شود: پژوهندهٔ نامهٔ باستان که از مرزبانان زند داستان.فردوسی. کهن گشت این نامهٔ باستان ز گفتار و کردار آن راستان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نامهٔ باستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر