معنی نامنسوخ
[ مَ ] (ص مرکب) متداول. رایج. معمول. غیرمنسوخ.
کلمات همقافیه با «نامنسوخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وخ» برای سرودن شعر