معنی نامقطوع
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) قطع ناشده. بریده ناشده. || غیرقطعی. - قیمت نامقطوع؛ قطعی ناشده. مقابل قیمت مقطوع، به معنی قطعی و غیرقابل کاهش و چانه ناپذیر.
کلمات همقافیه با «نامقطوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر