معنی نامعهود
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) بی سابقه. غیرمنتظر. که مسبوق به سابقه ای نیست : سفله گو روی مگردان که اگر قارون است کس از او چشم ندارد کرم نامعهود.سعدی. || نامألوف. نامأنوس : و بازرگان از مطالعهٔ ضیعت و معاملهٔ تجارت بازگشت و در شهر به طرفی نامعهود فرودآمد. (سندبادنامه ص ۱۵۷). و بدین موضع نامعهود و طریق نامألوف آمدن بر سبیل تفرد و تجرد موجب چیست. (سندبادنامه ص ۲۲۲).
کلمات همقافیه با «نامعهود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر