معنی نامعتمدی
5 بازدید
[ مُ تَ مَ ] (حامص مرکب) بی اعتباری. قابل اعتماد نبودن. عدم امانت : خاک به نامعتمدی گشت فاش صحبت نامعتمدی گو مباش.نظامی.
کلمات همقافیه با «نامعتمدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر