معنی نامعتدل
5 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ص مرکب) چیزی که معتدل نباشد و زیاده از اندازه بود. (ناظم الاطباء). نه به اندازه. بی تناسب. نامتناسب : و خلطهای نامعتدل را اندر تن معتدل گرداند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || ناملایم. مقابل معتدل. || ناگوار. نامطبوع که طبع نه پسندد: چون برنج بی شکر طعم ناتمام بود و غذای نامعتدل باشد. (سندبادنامه ص ۱۳۰).
کلمات همقافیه با «نامعتدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر