معنی نامطلب
5 بازدید
[ طَ لَ ] (نف مرکب) طالب نام. نامجو. جویای نام. که جویا و خواستار شهرت و آوازه است. شهرت طلب.
کلمات همقافیه با «نامطلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر