معنی نامشکسته
5 بازدید
[ شِ کَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) بدنام : زیر فلک نیست هیچ جنس و گر هست هست بنوعی ز دهر نام شکسته.خاقانی. با نام شکستگان نشستن نام من و نام خود شکستن.نظامی.
کلمات همقافیه با «نامشکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر