معنی نامسعود
4 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) نامبارک. شوم. (ناظم الاطباء). ناخجسته. مشؤوم. منحوس. نحس. نافرخنده. || بدبخت. (ناظم الاطباء). مقابل مسعود، به معنی سعید و خوشبخت. رجوع به مسعود شود.
کلمات همقافیه با «نامسعود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر