معنی نامزروع
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) کاشته نشده. (ناظم الاطباء). ناکاشته. ناکشته. - زمین نامزروع؛ بائره : و همچنین زمین های بائر و نامزروع نپیماید. (تاریخ قم ص ۱۰۷).
کلمات همقافیه با «نامزروع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر