معنی نامرضی
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) غیرمطبوع. ناپسند. ناگوار. مکروه. غیرمقبول. ناشایسته. (ناظم الاطباء). که موجب رضایت و مورد پسند خاطر نیست : و از سیر افعال نامحمود و صور اعمال نامرضی امتناع نمایند. (سندبادنامه ص ۴).
کلمات همقافیه با «نامرضی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضی» برای سرودن شعر