معنی نامربوط
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) بی ربط. بیهوده. نامناسب. بی مناسبت. (ناظم الاطباء). که بهم ربط ندارد: چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت، گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده. (سندبادنامه ص ۸۶). - سخنان نامربوط؛ سخنان شوریده و بی سروته. || دشنام. هرزه. لایعنی. - نامربوط گفتن؛ بی معنی و بیهوده گفتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نامربوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر