معنی نامحکم
5 بازدید
[ مُ کَ ] (ص مرکب) سست. نااستوار: نخست اندیشه کن آنگاه گفتار که نامحکم بود بی اصل دیوار.سعدی.
کلمات همقافیه با «نامحکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر