معنی نامحال
3 بازدید
[ مُ ] (ص مرکب) ممکن. که شدنی و امکان پذیر است. مقابل محال، به معنی ممتنع و ناممکن و ناشدنی : فسانه باک ندارد ز نامحال و محال. عنصری.
کلمات همقافیه با «نامحال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر