معنی نامجزی
5 بازدید
[ مُ جَ زْ زا ] (ص مرکب) تجزیه ناشده. غیرمجزی. نامجزا. بهم آمیخته. مخلوط. جداناشده.
کلمات همقافیه با «نامجزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر