معنی نامتناسب
6 بازدید
[ مُ تَ سِ ] (ص مرکب) ناجور. ناموافق. ناهمانند. نامتجانس : یارا بهشت صحبت یاران همدم است دیدار یار نامتناسب جهنم است.سعدی. رقیب نامتناسب چه اهل صحبت تست که طبع او همه نیش و تو سربسر نوشی. سعدی. سعدیا نامتناسب حیوانی باشد هرکه گوید که دلم هست و دلآرامم نیست. سعدی.
کلمات همقافیه با «نامتناسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر