معنی نامبتدی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ص مرکب) آشنای کار. وارد به کار. که مبتدی و تازه کار و ناوارد به کار نیست. مقابل مبتدی. رجوع به مبتدی شود.
کلمات همقافیه با «نامبتدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر