معنی نامؤثر
6 بازدید
[ مُ ءَثْ ثِ ] (ص مرکب) بی اثر. بی تأثیر. ناسودمند. بی فایده. بی حاصل : و آنچ در این مدت سعی من ضایع و اجتهاد من نامؤثر بود به حکم آنکه اسباب را اوقات هست. (سندبادنامه ص ۲۸۱). اگر شما بر سمت تدبیر من نروید و سخن مرا نامؤثر شناسید به شما همان رسد که به بوزینگان رسید. (سندبادنامه ص ۸۰). و تأثیر تیر حدثان که از شست قصد زمان گشاد می یابد به جنهٔ جلال او نامؤثر میماند. (سندبادنامهٔ ص ۱۱۸).
کلمات همقافیه با «نامؤثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر