معنی ناقهٔ صالح
6 بازدید
[ قَ / قِ یِ لِ ] (اِخ) شتری که صالح پیغمبر برانگیخت معجزنمائی خویش را، و قوم عاد را از کشتن آن شتر برحذر داشت و چون قوم نصیحت و اندرز صالح را ناشنوده گرفتند و شتر را کشتند، خداوند صاعقه ای بر آنان فروفرستاد و قوم تباه کار کافر را بکشت. رجوع به سورهٔ هود آیات ۶۲-۶۹ و قصص قرآن ص ۲۴ و البیان و التبیین ج ۲ ص ۱۸۶ و ج ۳ ص ۸۸ و همچنین رجوع به مدخل صالح در این لغت نامه شود: ناقهٔ صالح از حسد مکشید پایهٔ وقعهٔ جمل منهید.خاقانی.
کلمات همقافیه با «ناقهٔ صالح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر