معنی ناقصعقول
5 بازدید
[ قِ عُ ] (ص مرکب) ناقص عقل : که پیش صنم پیر ناقص عقول بسی گفت و قولش نیامد قبول.سعدی. رجوع به ناقص عقل شود.
کلمات همقافیه با «ناقصعقول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر