معنی ناقصعقل
4 بازدید
[ قِ عَ ] (ص مرکب) کم عقل. کم خرد. نادان. بی عقل. نفهم. کودن. ابله. احمق. کانا: زنان چون ناقصان عقل و دینند چرا مردان ره آنان گزینند؟ناصرخسرو. نشاید که پادشاه به گفتار زنی ناقص عقل التفات نماید. (سندبادنامه ص ۷۹). لایق و موافق نمی نماید به ترهات ناقص عقلی و مموهات ناقض عهدی بر چنین سیاستی هایل... اقدام نمودن. (سندبادنامه ص ۸۵). و اباطیل اقوال کذاب ناقص عقلی آفتاب رای جهان آرای او را حجاب تواند کرد. (سندبادنامه ص ۲۲۶). پسران وزیر ناقص عقل به گدائی به روستا رفتند.سعدی.
کلمات همقافیه با «ناقصعقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر