معنی ناقبول
5 بازدید
[ قَ ] (ص مرکب) پذیرفته ناشده. قبول ناشده. نامقبول. مردود. (از ناظم الاطباء). نامقبول. ناپسندیده. (آنندراج). || نفرت و کراهت داشته شده. (ناظم الاطباء). || (ق مرکب) قبول نکرده. ناپذیرفته. پیش از آنکه قبول کنند: خریداران که در بازار نازند غلامان ناقبول آزاد سازند. حکیم زلالی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «ناقبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر