معنی نافهٔ مشک
4 بازدید
[ فَ / فِ یِ مُ / مِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نافجه. فارةالمسک. (السامی فی الاسامی). نافجة. (دهار). لبیخة. (منتهی الارب). نافه : نافهٔ مشکم که گر بندم کنی در صد حصار سوی جان پرواز جوید طیب جان افزای من. خاقانی. چون نافهٔ مشک شب بسوزد بس عطسه که آن زمان زند صبح.خاقانی. چندین هزار نافهٔ مشک امید را بر مجمر نیاز به یکدم بسوختم.خاقانی. و رجوع به نافه و ترکیبات آن شود.
کلمات همقافیه با «نافهٔ مشک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شک» برای سرودن شعر