معنی نافه‌گشای

معنی نافه‌گشای

6 بازدید
[ فَ / فِ گُ ] (نف مرکب) نافه گشا. عطرافشان. که هوا را معطر می کند. که فضا را خوشبوی و عطرآگین کند. رجوع به نافه گشا شود: بر تن چنگ بند رگ وز رگ خم گشای خون کآتش و مشک زد بهم نافه گشای صبحدم. خاقانی. دستم از نامهٔ او نافه گشای سخن است کآهوی تبت توران به خراسان یابم.خاقانی. باد صبح از نسیم نافه گشای بر سواد بنفشه غالیه سای.نظامی. عطسه ای ده ز کلک نافه گشای تا شود باد صبح غالیه سای.نظامی. آهوی شب چو گشت نافه گشای صدفی شد سپهر غالیه سای.نظامی. هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد. حافظ. مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد. حافظ. آفرین بر قلم نافه گشایت صائب که ز تردستی او ملک سخن آباد است. صائب.

کلمات هم‌قافیه با «نافه‌گشای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید