معنی نافهبوی
5 بازدید
[ فَ / فِ ] (ص مرکب) خوشبوی. معطر: بر عیش زدند ناف عالم اکنون که بهار نافه بوی است.خاقانی. || کنایه از گنده دهان است یعنی شخصی که دهان او بوی کند. (برهان قاطع). کنایه از گنده دهن، چه بوی ذات نافه گند می باشد از جهت آنکه پوستی است متعفن. (آنندراج). کنایه از گنده دهن. (انجمن آرا): هم نشینی که نافه بوی بود خوبتر زآنکه یافه گوی بود.نظامی. || کنایه از سخن چین. (انجمن آرا). سخن چین و نمام را گویند. (از برهان). نمام و سخن چین را گویند که سخنی را پراکنده کند چنانکه نافه بوی را پراکنده کند. (از مؤید الفضلا).
کلمات همقافیه با «نافهبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر