معنی نافع قمی
5 بازدید
[ فِ عِ قُ مْ می ] (اِخ) از شاعران قرن یازدهم است و به روایت نصرآبادی «به طباخی مشغول بوده همتش به آن راضی نشده... این بیت را گفته بود: یک سر رشته وجود و سر دیگر عدم است نیست فرقی به میان این چه حدوث و قدم است. و به خدمت مولانا عبدالرزاق آمده که بیتی گفته ام و معنی آن را نمی دانم آخوند شرحی بر آن بیت نوشته.» او راست: کردی تو به من آنچه مرا بود سزاوار من هیچ نکردم که سزاوار تو باشد. به ترک آرزو دل شهرهٔ ایام می گردد نگین دل کنده چون گردید صاحب نام می گردد. با هرکه حرف دوستی اظهار می کنم خوابیده دشمنی است که بیدار می کنم. رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۶۶ و آتشکدهٔ آذر ص ۲۴۱ و قاموس الاعلام ج ۶ و تذکرهٔ شمع انجمن ص ۴۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «نافع قمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر